ناگهان چقدر زود دیر می شود ؛ # قیصر_امین_پور
هرچه خواستم از درگذشت زنده یاد دکتر مرادیان بنویسم، قلمم (آسان) نمی چرخید و لذا به نوشتن چکیده ای از متون نگاشته شده توسط برخی از عزیزان، که « جان کلام » را ادا کرده بودند، بسنده می کنم.
جناب دکتر منوچهر خراسانی
"با نهایت تأسف و تأثر، دقایقی پیش مطلع شدیم که استاد فرهیخته، پیشکسوت دانشکده مهندسی پلیمر و رنگ و از بنیانگذاران رشته مهندسی رنگ در شهر دبی، جناب آقای دکتر سیامک مرادیان، دار فانی را وداع گفتند و به رحمت ایزدی پیوستند. دکتر مرادیان بیش از سه دهه از عمر پربرکت خود را صادقانه در راه آموزش، پژوهش و تربیت نسلهای متعدد دانشجویان این سرزمین صرف کردند و با دانش، اخلاق و منش والای خود، اثری ماندگار در جامعه علمی و صنعتی کشور بر جای گذاشتند."
جناب دکتر سعید رستگار
"دکتر سیامک مرادیان بخشی بزرگ از خاطرات جوانی ما را تشکیل می دهد و وجود سرشار از کنجکاوی، عشق و حمایتگری او در تک تک دانشجویانش زنده و باقیست. این است راز نامیرایی زندهدلان به عشق. عشق به دانستن، عشق به ایران و عشق به جوانان این آب و خاک ..."
جناب دکتر سعید باستانی
"... اما اگر بخواهم از او فقط به عنوان یک استاد و دانشمند یاد کنم، حق مطلب را ادا نکردهام.
پروفسور مرادیان، یک پدیده علمی، اجتماعی و فرهنگی بود؛ انسانی شریف، بزرگمنش و دوستداشتنی که حضورش فراتر از مرزهای دانشگاه و آزمایشگاه معنا پیدا میکرد. او از آن معدود آدمهایی بود که وقتی از کنارشان عبور میکنی، میفهمی بخشی از تاریخ یک علم، بخشی از فرهنگ یک جامعه و بخشی از حافظه جمعی یک نسل بودهاند. تو رفتی، اما چراغی که افروختی، خاموششدنی نیست./ شاگرد همیشگی."
برچسب:
نویسنده: علی بختیاری